تبليغاتX
سیاست نامه

طراحي سايت


سیاست نامه
 
نوشته شده در تاريخ شنبه نهم مهر 1390 توسط شورای مرکزی
 

در روزی از آخرین ماه تابستان ۹۰ بعد از یک هفته برگزاری کلاس های روزنامه نگاری در تاریخ ۲۴ شهریور ماه با معاون سردبیر روزنامه قدس جناب آقای بهروز فرهمند گفت و گویی دوستانه داشتیم....

متن مصاحبه از این قرار است:

  _خب از کجا شروع کنیم؟

•از هرجا که می خواهید شروع کنید فقط لطفا از سوالهای کلیشه ای که خودتان را معرفی کنید و فعالیتهایتان را بگویید و... شروع نکنید.

_رشته ی دانشگاهی تان ؟

•مهندسی کشاورزی.

از مهندسی کشاورزی تا روزنامه نگاری؟!

• ببینید، این بحث مختص بنده نیست. یعنی ما بررسی کرده ایم در سطح کشور سردبیر پزشک داریم.روزنامه  نگارهای زیادی هم داریم که فنی مهندسی خواندند . [افراد با]رشته های مختلف غیر ازروزنامه نگاری خیلی بیشتر است.  یا مثلا دانش آموختگان روزنامه نگاری را دیده ام که اصلا علاقه ای به این رشته ندارند.اگر بگوییم تقصیری هست همه مقصرند و عوامل زیادی تاثیر دارند:

اول، خانواده ها موثرند که راهنمایی درست بدهند.

زمان خود ما[سالهای 67-68 ] جَو،  جَو پزشکی بود بود. داخل خانواده ها وجامعه، سر پزشکی رقابت بود و بچه های تجربی آمارشان از همه تو کشور بیشتر بود.علوم انسانی خیلی به چشم حقارت دیده می شد. کسی می رفت علوم انسانی می گفتند احتمالا نمره نیاورده است.اصلا محال بود کسی از روی علاقه برود علوم انسانی. من اما  " خواندن" و" نوشتن" را دوست داشتم و به انشاء علاقه داشتم طوری که انشای بچه ها را نیز من می نوشتم. آن زمان اینقدر تعدد روزنامه و مجله نبود و این یکی از خاطرات لذت بخش من است. بنده پول های توجیبی ام را جمع می کردم و می رفتم دم باجه ی روزنامه فروشی می ایستادم و روزنامه های آن موقع را که عبارت بودند از" کیهان، اطلاعات، ابرار" که در خیلی چیزها مشترک بودند را خریداری می کردم. گرچه الان هم در خیلی چیزها مشترک هستند بعد از آن هفته نامه های ورزشی و خانوادگی.  انبوهی از مجله و روزنامه را زیر بغل می زدم و به خانه می بردم که در خانه پدرومادرم می گفتند: همه ی آنها در اخبارشان مشترک هستند اما به چشم من همه چیزشان مشترک به نظر نمی آمد. بعضی از مطالبشان با همدیگر فرق می کرد. از همان کودکی این تفاوت ها را احساس می کردم تا اینکه مدتها گذشت ومن درسم را تمام کردم .خواستم بروم کشاورزی کنم حتی اگر شده است در مناطق محروم با یک حقوق ساده اما گفتند: نه نمی شود چون آن زمان هم مثل همین الان خیلی کارها بر مبنای پارتی بازی بود.تا اینکه یک کار فرهنگی پیدا کردم در دانشگاه، که روند استخدام آن کار داشت انجام می شد. در واقع در یکی از شهرستان ها رفته بودم برای تکمیل استخدامی. خیلی جالب بود چون با پشتوانه ی اینکه کار دارم و حقوق می گیرم وارد فاز متاهل شدن شدم اما پس از گذراندن مرحله ی عقد کار خود را از دست دادم. حالا شما حساب کنید من یک نفر بودم و کار هم داشتم اما وقتی یک نفر دیگر را زیر بلیت خود آوردم کار را از من گرفتند وگفتند نه نمی شود استخدام شوی. .

 یک مقاله ی تحلیلی انتقادی نوشتم برای روزنامه ی قدس. در آن زمان آقای خاتمی ریئس جمهور بودند که با خانم کریستین امان پور خبرنگار سی ان ان مصاحبه کردند. آقای خاتمی خیلی از آمریکایی ها و تمدن آنها تعریف کرد . گفتند: که نخستین نسل اروپایی ها که وارد آمریکا شدند آدمهای مذهبی و خدا دوستی بودند . من چون یک مقدار روی نسل اروپایی هایی که اول وارد آمریکا شدند مطالعه داشتم برایم سوال هایی به وجود آمد.مطالعه کردم و یک مقاله ی انتقادی ولی محترمانه نوشتم و فرستادم برای روزنامه ی قدس . اصلا فکر نمی کردم آن را چاپ کنند مدتی بعد از چاپ آن به من زنگ زدند ومن را دعوت به همکاری کردند و پرسیدند: قبل ازروزنامه ی قدس در کجا مشغول به کار بودم به خاطر این که آنها قلمم را پخته و در حد یک روزنامه نگار می دانستند.

آنها ازمن خواستند بطور پاره وقت مشغول کار شوم. اینکه چرا من آن مقاله را در حد یک روزنامه نگار واستاندارد نوشتم برمی گشت به مطالعه ی مجله ها و روزنامه ها ی دوران نوجوانی که تیتر ها،  نوع گزارش ها و نحوه ی نوشتن آنها بطور ناخود آگاه ملکه ی ذهنم شده بود.(یعنی آموزش غیر مستقیم)

_ پس در واقع شما اولین کار رسانه ای خودتان را از روزنامه ی قدس شروع کردید همان اولین سال هایی که تازه روزنامه پا گرفته بود؟

• کار رسانه ایم روزنامه ی قدس بود اما در نشریات دانشجویی هم کار می کردم البته بطور آماتور.

_روزنامه ی قدس را چطور می بینید؟

• ببینید ما متعلق به یک خانواده هستیم. اما باید به دور از تعصب صحبت کنیم. من در تمام این سالها خودم را در موفقیت ها و شکست های قدس شریک می بینم .اینطور نیست که بگویم بدیش مال دیگران و خوبیش از من . اما روزنامه ی قدس با توجه به این که اولین روزنامه ای است که تحریریه مرکزی اش خارج از تهران است( یعنی تمرکز زدایی کرده است). [روزنامه] خراسان هم بعداز مدتی این کار را انجام دادو دفتر مرکزی اش در مشهد بود. اما چند سال بعد از قدس چاپ همزمان در کشور را شروع کرد. خراسان قدمت 60ساله دارد. اما قدس 28آذر امسال وارد 23یا 24 سالگردش می شود. خراسان قدمت دارد وهمین قدمت آن را" برند" کرده است. قدس هم در کنار روزنامه های دیگر کار خودش را انجام می دهد که گاه درخشش هایی دارد ولی بعضی چیزها در آن محسوس است .اینکه بچه ها سعی می کنند گاف ها و خطاهای روزنامه نگاری را کمتر مرتکب شوند و استاندارد بنویسند.بحث دیگه اینکه قدس یک نسلی از روزنامه نگارها را به تهران صادر کرد.

ما روزنامه نگاری داریم که کارش را با قدس شروع کرده است و  اکنون نماینده ی مجلس است. آقای آرین منش در قدس دبیر سرویس بودند و حالا نماینده ی مجلس است. البته آقای پژمان [شهردار مشهد] هم در قدس دبیر سرویس بودند.بنابراین قدس هم دارد در کنار بقیه کار حرفه ای انجام می دهد. قطعا دچار ضعف هایی هم هست . ضعف های تخصصی و فنی نیروهای میانه و همچنین ضعف مدیریتی که با آزمون و خطا همراه است تا در مراحل بعدی کمتر خطا کنند.این یک اصل است که بچه های قدس به آموزش خیلی اهمیت می دهند. یعنی اگر ببینند سبک درست نوشتن چگونه است دیگر سراغ سبک های غلط نمی روند در حالی که در بسیاری از روزنامه ها اینگونه نیست ودر کارشان تعصب دارند ولی در قدس اینگونه نیست.

- به نظر شما روزنامه ی قدس و دانشگاه فردوسی در چه زمینه هایی می توانند همکاری داشته باشند؟

• ما سال های قبل صفحه ای داشتیم به اسم دانشجو و دانشگاه که متاسفانه الان آن را نداریم. اگر آن صفحه می بود می توانستیم از قلم های خوب دانشجویی استفاده کنیم یا رسانه های دانشجویی را معرفی کنیم. چه اینکه همکار من در این صفحه هر هفته به معرفی یکی از نشریات دانشجویی می پرداخت یا با مدیران مسوول و سردبیران نشریات دانشجویی مصاحبه ای را انجام می داد. تا زمانی که شاید این صفحه دوباره راه اندازی بشود ، کار های دیگری می شود کرد. یکی پوشش دادن اتفاقاتی ست که در دانشگاه می افتد و ابعاد کشوری دارد یا انعکاس موضع گیری های تشکل های دانشجویی که الان به خاطر نبود فضا به آن پرداخته نمی شود که شاید هم درست باشد چون شمانشریات مختص خودتان را دارید. من فکر میکنم یکی از کار های خوبی که علی الحساب می توانید بکنید این است که یک تقاضای ملاقات چند نفره با سردبیر و مدیر مسوول روزنامه ی قدس (به عنوان روزنامه ی کشور و شهرتان) ارسال کنید و در یک جلسه ی هم اندیشی افکار و دغدغه های خودتان را منتقل کنید. این قطعا استقبال می شود چون نکات خوبی در افکار شما وجود دارد. از طرف دیگر، کار هایی را که روزنامه ی قدس می تواند برای شما انجام بدهد را خودتان باید به آنها پیشنهاد بدهید.

- حالا کمی بحث را دانشجویی تر کنیم... فکر می کنم بخشی از داوری نشریات دانشگاه فردوسی به عهده ی شماست؟

• فقط و فقط داوری قالب خبر ، گزارش و مصاحبه به عهده ی ماست. این را تاکید کنید. چون برای ما دردسر ساز شده. سر یک کلاس این را گفتم. دانشجویان رفته بودند پیش آقای حافظی گفته بودند، فرهمند گفته ما همه ی کار شما را داوری می کنیم.

- به نظر شما در این نشریاتی که برای داوری به دست شما می رسد چه کمبود هایی وجود دارد؟

• یکی آشنا نبودن به قالب های نوشتاری در رسانه های مکتوب است و در واقع استفاده نکردن از زبان رسانه ای. اشکال دیگر، دراز نویسی و مطول گوییست. بعضی اوقات هم توجه نکردن به قالب های زیبایی شناسی و گرافیک مثل لوگوی نازیبا. یه نکته ی خیلی مهم این است که بیشتر نشریات دانشجویی تبدیل شدند به آلبوم و بریده ی جراید کشوری. یا مطالب را از سایت ها می گیرند یا از کتاب ها و یا از روزنامه ها. بعضی ها خوش انصاف اند و منبع مطالب را هم ذکر می کنند، اما بعضی دیگر اصلا منبع خبر را هم نمی آورند. پس کمبود یا بهتر است بگوییم نبود مطالب تولیدی در نشریات دانشجویی از مهمترین اشکالات است. گاهی اوقات هم که از لحاظ تکنیکی مشکل دارند و تکنیک های گزارش ، مقاله ، سر مقاله نویسی و... را رعایت نمی کنند.

- گفتید نبود و کمبود مطلب تولیدی. واقعا چه باید کرد؟ با5 جلسه کارگاه روزنامه نگاری و 2 روز کارگاه نشریات واقعا می شود اصول روزنامه نگاری را منتقل کرد؟

• پاسخ شما از یک جهت مثبت است و از یک جهت منفی. مثبت است چون در همان دو روز می شود یک سری نکات کاربردی را گفت که حداقل 90 درصد خطاها محو بشود. و از این جهت هم منفی ست که در دو روز خیلی چیز هارا هم نمی شود گفت. الگوی ذهنی من این است که یک سری نکات در دو روز گفته بشود اما هر کدام از نشریات در طول سال یک سری جلسات هم اندیشی بگذارند و با حضور یک استاد روزنامه نگار ، گرافیست و ... به بحث در مورد نشریات بپردازند (هم از لحاظ تکنیکی و هم محتوایی). قطعا بعد از چنین جلساتی اعضای آن نشریه، نقاط قوت و ضعف خودشان را بهتر می دانند و تاثیر آن را در شماره های بعدی شان خواهیم دید.

به نظر من تجزیه و تحلیل نشریات که کاملا کارگاهی است به شدت موثر است.

- می توانیم قول این همکاری رااز شما بگیریم؟

• یکی از علاقه مندی های من کار با بخش دانشجویی هست و این یک افتخار است برای من نه برعکسش.

باید تشکر کنم از شما و انجمنتون چون انضباطی که من در کار شما دیدم و اینکه دوره را خیلی حرفه ای و به جا برگزار کردید . بعضا دوره هایی رو که سازمان های عریض و طویل با بودجه های میلیونی و با مدیریت آدم های 40-50 ساله برگزار می کردند مثل اینجا منظم و برنامه ریزی شده نبود.

فکر برتر به سن و سال و چیزهای دیگر ربطی ندارد و در ذات آدم هاست. من به شما تبریک می گویم چون این یک کار گروهی خوب است. داخل پرانتز اجازه بدید از این سوال شما استفاده کنم. در جایی می خواندم این که کشور های جنوب شرقی آسیا در کار گروهی موفق ترند. به این خاطر که آنها در کار تیمی ذوب می شوند و وقتی یک نفر را به عنوان رهبر انتخاب می کنند واقعا با او همدلی و همکاری می کنند.

در ایران ما دیدیم که یک نفر را با سلام و صلوات می آورند و او را مدیر یک جایی می کنند . فقط هفته اول و ماه اول با او هستند و بعد از آن...

اختلاف نظر خوب است اما به الزامات کار تیمی پایبند باشید. یک وقت هایی منِ نوعی باید در کار تیمی محو بشوم. هیچ ایرادی ندارد دوستم دیده بشود و من نشوم. مهم نتیجه ی کارست. اما از آن طرف هم باید نفر دیگر حواسش به این ماجرا باشد و جای دیگر جبران کند. بده بستان های کار تیمی خیلی مهم است.

- از سختی های کار می خواستم بپرسم. آیا واقعا یک تیم که دور هم جمع می شوند کفایت می کند یا نه؟ آن دوره ای که شما دانشجو بودید سختی های کارتون دقیقا کجا بود؟ و به عنوان آخرین سوال یه خاطره از دوران دانشجویی برای ما نقل کنید.

•ببینید به نظر من، کار نشریه ی دانشجویی درآوردن 50 درصدش همان گام اول است. یعنی بستن یک تیم خوب و شایسته و هدف گذاری کردن درست. دوستان این را به شما بگویم اگر به این فکر کنید که فلسفه ی نشریه ی شما  چیست خیلی به شما کمک می کند. چه بسا اصلا به این نتیجه برسید که یک وبلاگ گروهی خیلی اثر گذار تر از یک نشریه باشد. یعنی بی رحمانه و بدون تعلق خاطر به این موضوع فکر کنید که آیا انتشار نشریه بهترین کار ممکن است یا نه، مثلا یک سایت، برد بیشتری خواهد داشت. البته من به شما توصیه می کنم در کنار نشریه چاپی، یک نسخه ی مجازی هم داشه باشید.

- البته وب سایت نشریه هم در چند روز آینده افتتاح می شود.

•خب خیلی عالی ست. خوش فکر ترین آدم ها و بهترین قلم ها باید در آن تیم باشند. البته یک عده ای هم باید باشند کار پشتیبانی و اجرایی را انجام بدهند.

شما باید در انتخاب سوژه هاتان کاملا بومی عمل کنید. یعنی انجمن ، دانشکده و حداکثر دانشگاه فردوسی را پوشش بدهید. در تولید محتوا، بومی عمل کنید اما در تکنیکها حتی المقدور ملی و بین المللی عمل کنید و استاندارد ها را رعایت کنید.

در کار شما آموزش هم خیلی مهم است. شما ببینید شاید تا مدتها دیگر نتوانید مدرس دعوت کنید اما می توانید یک جزوه ی آموزشی به اعضا بدهید... اما خاطره. من حقیقتا الان چیزی یادم نمیاد. در این سن و سال... من رشک میبرم به سن و سال شما. البته زیاد پیر نیستم اما باعث غبطه خوردن است. هر کار کردین تا 30-35 سالگی کردین.

- مگر چند سالتان است؟

• من تیر ماه وارد 40 شدم.

- چند تا کلمه می گویم هرچیزی در ابتدا به ذهنتان رسید بگویید:

- روزنامه ی قدس؛

•می ترسم بگویم خانه ی اولم بعد خانمم شب خانه راهم ندهد!!

- کار در مشهد؛

•از یک زاویه سکوی پرش برای تهران ، از زاویه دیگر دوست داشتنی.

- کار در تهران؛

•(چون خودم تجربه نکردم) به قول بعضی از دوستان، "آواز دهل".

- نشریه ی دانشجویی؛

•عشق و دیگر هیچ!

- بهروز فرهمند؛

•این شعر احمد عزیزی یادم آمد (خدا ان شاءالله به او سلامتی بدهد. الان در کماست در کرمانشاه) گهی مثل ابلیس زشتم کنی .. گهی پرده دار بهشتم کنی.

- امام رضا(ع)؛

•من قدرش را ندانستم و آن جور که باید از او استفاده نکردم.

- حرف آخر؟

•هیچی. فقط موفق باشید .....(بعد از کمی مکث) چرا حرف آخر دارم! می خواهم بررسی کنید و اگر نتیجه مثبت بود بعدا به من اعلام کنید. شما من را به عنوان عضو افتخاری نشریه خودتان در شورای تحریریه قبول کنید.

- باعث افتخار ماست. بسیار لطف کردید که در جمع ما حضور یافتید. پیروز و سربلند باشید.


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است | طراحي : پیچک       ◄      ویرایش نهایی : سید احمد سلیمی
?